تبليغاتX
دختره صحرا ...

زندگی موفق

روزی در یک مغازه پلاستیک فروشی, چشمم به وسیله ای افتاد که برای یک نقشه رمانتیک بسیار عالی به نظر میرسید. یک قالب یخ! بله یک قالب یخ با حفره هایی شبیه قلب.شما نیز میتوانید از هر مغازه ای این قالب های ارزان قیمت را تهیه کنید.

و اما نقشه رمانتیک من از این قرار است:

مقداری شربت آلبالو درست کنید و آن را در قلب های کوچک این قالب بریزید و بگذارید تا یخ ببندد.

شما میتوانید در یکی از روزهای گرم تابستان همسرتان را به یک لیوان آب با قلب های قرمز رنگ کوچک یخی دعوت کنید.توصیه میکنم که لیوان را از آب سرد پر کنید تا قالبهای زیبایتان چند لحظه بیشتر دوام بیاورند.

آیا اولین عکسی را که با همسرتان گرفته اید به خاطر دارید؟ سعی کنید هر طور که شده عکس را بیابید به عکاسی ببرید و آن را بزرگ کنید. سپس آن را قاب کرده و به دیوار اتاق خوابتان نصب کنید. حتما همسرتان از دیدن آن عکس قدیمی بی نهایت خوشحال خواهد شد.

چند سال است که سر یک ساعت معین برای رفتن به محل کار از خانه خارج شده اید و راس ساعت به منزل باز گشته اید؟! چند سال است که همسر و فرزندانتان فقط در روز های تعطیل شما را در منزل می بینند؟!

باور کنید اگر یک روز چند ساعتی مرخصی بگیرید, به خانه باز گردید و همسرتان را برای صرف ناهارو یا .... حتی برای دیدن یک فیلم به سینما ببرید, از کار بیکار نخواهید شد!

اما قدمی بسیار موثر برای استحکام بخشیدن به زندگی زناشویی تان برداشته اید.

به امید لحظه های سرشار از شادی, برای خانواده های ایرانی!

+ نوشته شده در شنبه 1387/04/01ساعت 11:56 PM توسط نیلوفر |


۷ راز ازدواج موفق  

۱.زوجهای موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت میگویند.آنها قبل از ازدواج توقعاتی را که از یکدیگر دارند مطرح میکنند اگر توافق اساسی با هم ندارند(برای مثال مرد فرزند میخواهد ولی خانم مخالف است) میتوانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت میکنند و اگر اختلافی پیش آمد آن را به زمان دیگری موکول میکنند تا همدیگر را درک کرده و به توافق برسند.

۲.زوج های موفق فردیت خود را حفظ میکنند.بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم میشود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر میشود و گاهی افراد احساس خستگی میکنند.زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند گاهی احساس خستگی میکنند. آن ها یکدیگر را تشویق میکنند تا همیشه ما نباشند و زمانی را برای خود داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ میکند و زندگی شاداب میشود.

۳.زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار میدهند.آن ها یکدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند.معمولا افراد چند سال پس از ازدواج مانند سالهای اول به هم توجه نمیکنند.ولی زوجهای موفق کارهای کوچک نظیر در اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش دادن به حرفهای یکدیگر را مد نظر قرار میدهند.ازدواج دریای تغییرات است.شما اغلب فراموش میکنید همسرتان مهم است و به او توجه نمیکنید.در عوض به کار سرگرمی و دوستانتان اهمیت میدهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار میدهند.

۴.زوجهای موفق روش حل اختلاف را می آموزند.جان گاتمن روان شنان که ۲۰ سال زندگی زوجها را مطالعه کرده عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی یا عدم توانایی حل اختلاف میداند . حتی اگر شما و همسرتان کاملا با هم یکی باشید گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی میشود . نباید به اعتیاد ـ خشونت و... روی بیاورید . اگر خواسته شما و همسرتان با هم تفاوت دارد باید آن را حل کنید.زوج های موفق با هم صحبت میکنند حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنها در مورد اختلاف ها با هم مذاکره میکنند تا به نتیجه عادلانه برسند آنها از یکدیگر حمایت میکنند و غر نمی زنند و میپذیرند در مواردی عشق برتر از پیروزی است .

۵.زوج های موفق با هم رشد میکنند.مسلما فردی که امروز با او ازدواج میکنید ۱۰ سال آینده متفاوت خواهد بود.شما هر دو تغییر میکنید به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین. زوج های موفق میدانند که یکی یا هر دو در زندگی تغییر میکنند و قواعد عوض میشود.پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.

۶.زوج های موفق برای حفظ روابط میکوشند. زوجهای موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت میکنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی اطمینان حاصل کنند.اگر یکی یا هر دو از زندگی مشترک نا راضی هستید مشکل را حل کنید.

۷.از مراجعه به مشاور خجالت نکشید.زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور سند طلاق را امضا نمیکنند.آنها میکوشند تا در اولین فرصت مشکلات خود را حل کنند.

۱۰ قانون طایی ازدواج موفق  

۱.سعی کنید بیشتر از آن که انتظار داشته باشید چیزی از همسرتان دریافت کنید چیزی به او ببخشید. اگر هدف شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان است بدانید که فرصتهای بی شماری برای رسیدن به این هدف پیدا خواهید کرد.در این صورت شما نیز از لطف و محبت همسرتان بر خوردار خواهید شد .زیرا انسان همواره سعی میکند خوبی های دیگران را جبران کند.

۲.از همسرتان انتظارات غیر واقعی نداشته باشید.اجتناب از  انتظارات غیر واقعی میتواند از بروز بسیاری در گیری ها ـ عصبانیت ها و سر خوردگی ها جلوگیری کند. انتظار نداشته باشید همسرتان کامل و بی نقص باشد. در ضمن هیچ گاه او را با دیگران مقایسه نکنید.

۳.سعی کنید نسبت به همه چیز دیدی مثبت داشته باشید.

۴.به راه هایی فکر کنید که میتوانید همسرتان را نسبت به انجام کارهایی که دوست دارید ترغیب کنید. اگر این روش موثر نبود روشهای دیگر را امتحان کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف به موقع میتواند یک انگیزه ی قوی باشد.

۵.اهداف خود را طبقه بندی کرده و افکار خود را بر مهمترین هدفتان یعنی داشتن یک محیط خانوادگی آرام و شاد متمرکز کنید.

۶.هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید به جای این کار با او به توافق برسید.

۷.همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید. در عوض سعی کنید روشی در پیش بگیرید که از این اشتباهات جلوگیری کند. وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش میکنید احساسات او را جریحه دار میکنید و باعث آزار او میشوید.

۸.اگر همسرتان به شما توهین کرد سکوت کرده و با او مقابله  به مثل نکنید.با این کار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری میکنید. این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره رفتارش صحبت کنید.

۹.در زمان حال زندگی کنید.اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را فراموش کنید و سعی کنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید.

۱۰.همواره از همسرتان بپرسید:برای این که زندگی ما شاد و دلپذیر باشد من چه کاری میتوانم انجام بدهم؟ 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/27ساعت 7:47 PM توسط نیلوفر |


 

 

راز...

راز چیه؟ در واقع این رازهر چیزی رو که بخواید  بهتون میده ...  شادی, سلامتی, ثروت و هر چیزی!

 

·        تو چه جورخونه ای میخواید زندگی کنید؟

·        دوست دارید میلیونر باشید؟

·        چه شغلی رو دوست دارید؟

·        دنبال موفقیت بیشتری هستید؟

 

فقط کافیه روش به کار گیری اونو بلد باشید...

اما این راز چیه؟

ما همه با یک نیروی بی پایان کار میکنیم  همه ما با قوانین کاملا یکسانی زندگی خود را رهبری میکنیم

مهم نیست شما کجای این جهان باشید  همه ی ما با یک نیرو کار میکنیم ... یک قانون ...

اون جاذبه ست .

تمام چیزهایی که به زندگی شما وارد میشه خودتون جذب میکنید!

فکر میکنید چرا یک درصد ممتاز ازجامعه 96% پولی رو  که به دست میاد در اختیار دارند؟! این اتفاقی نیست اونا چیزی رو درک میکنن و از راز استفاده می کنن.

بگذارید این طوری بگم مثل اینه که ما در قالب یه آهنربا باشیم و چیزهای دیگر را جذب میکنیم.

پس باید به افکارمون پایبند باشیم و روشن کنیم که چه چیزی رو میخوایم .

شما چیزی رو که بیشتر بهش فکر می کنید جذب می کنید.

به عبارت دیگه میشه گفت: افکار تبدیل میشوند به اجسام.

شما وقتی به چیزی فکر میکنید دارید یک فرکانس رو انتقال میدید و کاینات به شما جواب میده پس افکار خوب رو منتقل کنید. خودتون رو در وفور نعمت ببینید و اطمینان داشته باشید جواب میده.

ولی مشکل اینجاست بیشتر مردم فقط به چیزی فکر می کنن که نمی خواهند و تعجب میکنن چرا براشون رخ میده اونم بارها و بارها و بارها...

کاینات به این اهمیت نمیده که شما چه چیزی رو خوب و چه چیزی رو بد میدونید یا اونو میخواید یا نه. اون به افکار شما جواب میده.

وقتی که دارید به کوهی از بدهکاریها نگاه می کنید و احساس بدی دارید  افکار شروع به فرستادن امواج می کنند و جهان هستی به شما بیشتر از همون رو میده!!!!

وقتی شما چیزی رو نمی خواید و فریاد مخالفت میزنید در واقع اونو عقب نمی رونید بلکه اونو جذب میکنید.

قانون جاذبه میگه ما هر چیزی رو که شما روش تمرکز کنید بهتون میدیم پس اگه شما در حال فعال کردن یه فکر منفی هستید ... خوب بهتون میدیم.

پس تمرکز کنید روی چیزی که می خواید . شما به وضوح میتونید ببینید کسی که بیشتر از بیماری حرف میزنه خودش بیماره  ... کسی که بیشتر از پول صحبت میکنه ثروتمنده!

شما نمی تونید جهانی رو داشته باشید بدون اینکه ذهن رو باهاش تلفیق کنید.

سعی کنید از افکارتان آگاهی داشته باشید و انها را به دقت انتخاب کنید چون شما شاهکار زندگی خودتون هستید.

تمام چیزهایی که در زندگی شماست حتی چیزهایی که ازشون شکایت دارید خودتون جذب کردید, حتما همین طوره! احساسات شما به شما کمک می کنه چه چیزی را جذب کنید. هر چه احساس بهتری داشته باشید جهت گیری تون بهتره و بر عکس.

هر آنچه شما دارید احساس می کنید بازتاب کاملی است از اتفاقاتی که در حال پدید آمدنه!

 

و دقیقا اون چیزی که دارید احساس می کنید اتفاق می افته نه دقیقا اون چیزی که بهش فکر میکنید.

 

پس وقتی چیزی رو می خواید اونو از عمق وجودتون حس کنید . و جهان هستی به شما پاسخ خواهد داد.

برای همین وقتی کسی صبح رو با احساس بدی شروع کنه همین طور بد میاره و اصلا فکرش رو نمی کنه یه تغییر کوچیک تو احساساتش می تونه کل روز رو تغییر بده و موقعیت هایی رو جذب خواهد کرد که باعث تداوم احساس خوبش می شن.

همین الان شروع کنید حس سلامتی , ثروت و عشقی که دروجودتونه , احساس کنید و کاینات به احساس درونی شما پاسخ خواهد داد.

شما جهان خود را می سازید همین طور که در آن پیش می روید.پس شروع کنید زندگی خودتون روعالی کنید     

و احساس خوبی داشته باشید چرا که این احساس در جهان هستی پخش میشه و شروع به جذب همانندی های خودش میکنه.

خیلی ها میگن نقش اونا و نقش  جهان هستی چیه؟ خوب به طور ساده شما کسی هستید که فرمان میدید و کاینات همیشه فقط اینو میگه  فر مانبردارم سرورم.

خوب اولین روشی که بهتون پیشنهاد میکنم اینه که یه فهرست از چیزهایی که از بابتشون شکر گذارید تهیه کنید. حتی چیزهایی که ندارید ولی طلب میکنید.

هر چیزی که بهش فکر کنیم وبابتش تشکر کنیم به سراغمان خواهد آمد.

 دوم تصور کردن

وقتی چیزی رو تجسم میکنی سپس اونو بدست میاری پس اینکه بگی خوب من دارم به اون چیزی که می خوام فکر میکنم, کافی نیست. حسش کن , اونو تجسم کن  هر چیزی هست : ماشین , وسایل خونه , کسی که دوستش دارید , سلامتی  بله سلامتی . شما با افکارتون خودتون رو می سازید. خودتونو توی ماشینی که می خواید ببینید  باهاش گشتی بزنید و خوشحالی را از اعماق وجودتون حس کنید شادی داشتن اون رو, و بابتش تشکر کنید.

تخیل پیش درامدی از اتفاقات آینده است.

چیزی که بهش فکر میکنید و احساسش می کنید و چیزی که پدیدار میشود همیشه یکی هستند, تمام دفعات.

رویه خلقت در سه مر حله صورت می گیرد :

1.     طلب کردن ( شما اون چیزی که می خواید در خواست می کنید و روی اون تمرکز می کنید )

2.     جواب دادن ( این کار را جهان هستی انجام می دهد کاینات به ترانه وجود شما جواب میدهد)

3. دریافت ( می تونم اینو مهمترین قسمت معرفی کنم...)

 

شما میگید خوب من طلب کردم ... پس چی شد و اون چیزی که باید بشه در حال رخ دادنه اما شما به نتیجه سطحی نگاه می کنید و میگید نمیشه , امکان نداره پس کاینات میگه , فرمانبردارم سرورم و همه چیزهایی که در حال رخ دادن بود بر میگرده چون شما هم جهت با خواستتون نبودید و زود قضاوت کردید پس سطحی نگری نکنید!

از زندگیتون چی میخواید اونو بنویسید , این طوری شروع کنید :

من خیلی خوشحالم و متشکرم حالا که....

فقط تردید نکنید لازم نیست شما راهی برای انجامش بدونید اطمینان داشته باشید کاینات سریع ترین , کوتاهترین و بهترین راه رو جلوی پاتون میگذاره.

 

زندگی باید در تمام وجوه پر بار باشه...

خوب خیلی ها هستند که ثروت دارند  اما روابط خوبی ندارند, عشقی که می خوان ندارن. و یا کسانی که روحانی اند ولی همیشه مریضن خوب این ارزش نداره. خوب این ثروت نیست و خوشبختی نیست  پس پول یه قسمت از ثروته .

 

پس این خواسته ها در مورد همه چیز عمل میکنه . خوب می خوام یه سوال از شما بپرسم :

آیا با خودتون اونطور رفتار میکنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنن؟

 

چطور توقع دارید کسی از مصاحبت شما لذت ببره وقتی خودتون نمی برید . خودتون رو دوست داشته باشید این به معنی خود بینی نیست این یه احترام به نفس منطقیه ...

وقتی از رفتار کسی ناراضی هستید اگر روی کارهایی که دوست دارید تمرکز کنید خواهید دید که آنها همان کارها و رفتارها رو انجام میدن پس اگه دید و افکار خودتونو تغییر بدید دیگه لازم نیست از کسی بخواید خودشو تغییر بده ...

و اینو بدونید ما موجودات نامحدودی هستیم پس:

 

روی چیزی تمرکز کنید که می خواید نه چیزی که نمی خواید

 

--------------------------------------------------------------------------- 

 

·        اگر نمی توانی به کسی امید بدهی ناامیدش هم نکن!

·        اگر نفوذ و قدرت کلام نداری حداقل شنونده خوبی باش!

·        اگر شنونده خوبی هستی راز نگه دار خوبی هم باش!

·        اگر میخواهی به کسی درسی بدهی تنبیه و تهدید بهترین

·        راه نیست  گاهی اوقات چشم پوشی نتیجه بهتری می دهد!

·        اگر کسی در کنار تو آرامش را حس نکند به زودی تنها خواهی شد!

·        اگر خوش سفر نباشی کم کم باید تنها به سفر بروی!

·        اگر بیش از تواضع ادعا داشته باشی رفته رفته ادعایت تبدیل به

·        لاف زدن می شود!

·        اگر بیش از ظرفیت مخاطبت به او محبت کنی یا او  را خراب میکنی

·        یا خودت خراب میشوی!

     ·        زندگی خویش را در مسیر دلخواه هدایت کنید و به آنچه می خواهید

·        برسید.

·        دنیای ما همیشه زایده افکار ما بوده و این تفکر ما بوده که دنیای ما را آفریده.

·        هر مشکلی را می توان به یک فرصت تبدیل کرد.

·        به خاطر داشته باشید که با شما آن گونه رفتار می شود که به دیگران می آموزید با شما رفتار کنند.

·        ملاحظه کننده را ملاحظه کنید.

·        بدانید که فکر شما میتواند از جسم شما فراتر رود جسم شما به مقدارزیاد تحت فرمان فکر شماست.

·        از تمر کز ذهن خود بر کمبود ها پرهیز کنید مگر اینکه بخواهید زندگی خود را آکنده از کاستی ها کنید.

·        خودتان را از همه چیز تهی کنید بگذارید ذهنتان آرام بگیرد.

 

--------------------------------------------------------------------

 

 

 

   اگر یار نیستی بار هم نباش

    

      اگر برای آن گربه شل لاغر که  هرروز سری به خانه ات  میزند یک پیاله  شیر نمی بری نبر 

      اما لااقل لنگه کفشت را به طرفش پرتاب نکن.

      اگر از آن پسرک سیاه سوخته  و کثیف دستفروش  که  به تو می چسبد که "ترا خدا از من یک

      بسته آدامس بخر"آدامس نمی خری نخر  اما  حداقل به  او بد و بیراه نگو و برای خلاص شدن 

      از اون دستهای  سمج پینه بسته به کناری هلش نده.

      اگر از عالم و آدم  توقع داری و از همه طلبکاری  حرفی  نیست اما حداقل خودت را به یک نفر

      مدیون و بدهکار بدان.

      اگر شب های جمعه برای آن  کسانی  که دوستشان  داشتی و حالا از پیشت  رفته اند  دلت تنگ

      می شود فاتحه ای  می خوانی و چشم هایت  خیس  میشون اشکالی  ندارد اما  یادت  باشد هستند

      کسانی در اطرافت که شاید فردا نباشند پس همین حالا به سراغشان برو.

     اگرهرگز طعم واقعی محبت را... طعم ناب عشق را نچشیده ای  عیبی  ندارد دلخو  نباش خودت

     پیشقدم شو و شربت لذیذ  عشق را برای دیگری آماده  کن و با دستانت  جرعه جرعه به دهانش

     بگذار... اطمینان داشته باش خودت هم سیراب می شوی.

     اگر بین یک مشت  گرگ انسان نما مانده ای  و  زورت  هم  به  آنها  نمی رسد بگذار خورده شوی

     اما برای زنده ماندنت هرگز کسی را نخور .

                                           خلاصه اینکه: اگر یار نیستی بار هم نباش.

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/16ساعت 3:33 PM توسط نیلوفر |


گلای خشک تو گلدون               اونایی که ریختی بیرون

گفتی بیجونن و خسته               یادگار عاشقم بود

عکسای کهنه و داغون               اونایی که ریختی بیرون

گفتی تارن و شکسته                مال یار سابقم بود

آخه من یه عمره تنهام                   همه چیم خالی و سرده

بگو از عشق چه میدونی                   زندگی با تو چه کرده؟

تو و اون عروسکا و قصه تلخ یه بازی

من که پازل تو نیستم امدی چی رو بسازی ؟؟

نامه هایی از دل جون                  همه امضا شده با خون

اونایی که ریختی بیرون                 مال چشمای ترم بود

منو هم میذاری بیرون                  وقتی بازیهات تموم شد

نمی خوام با تو بمونم دیگه بار آخرم بود

آخه من یه عمره تنهام....

         

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/05ساعت 0:39 AM توسط نیلوفر |


در سال 1914 آزمایشگاه توماس ادیسون دچارحریق شد. دستگاههایی

که میلییونها ارزش داشتندو همه کاغذ هایی که به تحقیقات عمری او

مربوط می شدند سوختند و خاکستر شدند. پسر او چارلز این خبرغمبار

را شنید و به جستجوی پدر بر آمد و او را در حالی که با لذت به رقص

شعله ها نگاه می کرد . ادیسون   چارلز را که دید به او گفت: مادرت

کجاست؟ برو او را پیدا کن و فورا به اینجا بیاور.او هرگزچنین منظره

دیدنی را مشاهده نخواهد کرد. روز بعد ادیسون در حالی که در میان

خاکسترهای امید و آرزویش قدم می زد این کاشف 67 ساله گفت:

نابودی چقدر منفعت دارد! همه اشتباهات ما سوختند و خاکستر شدند

خدا را شکر! حالا می توانیم ازنو شروع کنیم.

لطف خدا بی انتهاست. ما فقط به چشمانی برای دیدنشان محتاجیم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/05ساعت 0:27 AM توسط نیلوفر |


+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/05ساعت 0:8 AM توسط نیلوفر |


وقتی بارون ریز ریز روی برگ گلها می شینه نمی دونم چرا یهو هوس میکنم

زیر بارون راه برم و آواز بخونم. نمی دونم چرا وقتی از کنار جدول توی پیاده رو رد میشم

یهو دلم غنج می زنه واسه این که قدم های کج و معوجم رو

تقدیم جدول کنم. نمی دونم چرا وقتی یه گربه رو می بینم که داره از کنار دیوار رد میشه

یهو دست و دلم می لرزه که دنبالش کنم و بترسونمش. وای واقعا نمی دونم چرا این قدر بی تابم

واسه لی لی بازی کردن واسه کشیدن گیس دختر همسایه واسه آبنبات خریدن از پیرمرد

سر کوچه. واقعا چرا؟ همیشه دلم میخواست زود بزرگ بشم تو کودکی ادای

مامانا رو در می آوردم حالا که بزرگ شدم دلم لک زده واسه

هوای کوکی واسه راه رفتن زیر بارون و حس

بوی خوب کاه گل.

ولی نمی دونم چرا وقتی این حرفا رو میزنم همه یه جورایی

نگام می کنن. یعنی شماها دلتون نمی خواد روی جدول راه برید؟

آبنبات چوبی بخورید؟ دلتون واسه زخم های آرنج و زانوهاتون تنگ نشده؟

یه ذره فکر کنید شاید شما هم هوس کردید. تو رو خدا این جوری نگام نکنید .

سرم جایی نخورده تنها از شتابی که واسه زود بزرگ شدن به خرج دادم ناراحتم

با نگاهتون منو دچار عذاب وجدان نکنید

اخه اگر من یه ذره بچگی کنم به نظرتون دنیا به آخر می رسه؟؟؟

کافیه بهش فکر کنید میدونم که شما هم هوس میکنید.

آخ آبنبات چوبی زیر بارون روی جدول فقط یه مزه میده

مزه شیرین کودکی که تو بزرگ سالی بهتر می شه تجربه اش کرد

درکش کرد و با تموم وجود فهمیدش. امتحانش کن پشیمون نمی شی

به من اعتماد کن.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/08/29ساعت 0:19 AM توسط نیلوفر |


+ نوشته شده در سه شنبه 1386/08/29ساعت 0:13 AM توسط نیلوفر |


خداحافظی آدم پر چونه گوشنواز است.

خطوط موازی در آغوش هم جان می سپارند.

نجار تازه کار با چوب خاک اره می سازد.

آدم ساده لوح روی برف دنبال رد پای زمستان می گردد.

سوراخ موش روزنه امید گربه است.

سلام متواضع ترین واژه است.

آدم گرسنه از زندگی سیر می شود.

به عقیده گربه خوشمزه ترین میوه درخت پرنده است.

ماهی از عرض رودخانه به دریا نمی رسد.

گل نروییده را با قطره باران نباریده آب میدهم.

تصویر گلها روی اب قالیچه پهن میکند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 11:56 PM توسط نیلوفر |


+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/28ساعت 11:51 PM توسط نیلوفر |